و " امروز من مربی قوم و واضع قوانین تازه ام و محتاج به این نیستم که مرا نصیحت کنند."
( دنیا خانه من است .ص 9 . « زمان» 1350)
"...به قدری من شیفته ی نثر نویسی ساده ی قدما هستم که از مرگ می ترسم.برای اینکه از خواندن آنها محروم می شوم.زیرا زیبا ترین چیزهاست که در طبیعت من مفتون آن هستم..."
( ص 262.نامه های نیما یوشیج)
" ... ملت ما محتاج به شنیدن حرفهای جدی است.این کار با دکلاماسیون انجام می گیرد.من معتقدم که شعر فارسی باید وزنی را اختیار کند که به واسطه ی جدا شدن از موسیقی یک روند ما ، به کار دکلاماسیون بخورد ... ."
(ص 429.دیوان شعر.)
( نامه های نیما یوشیج.از نامه به نظام وفا.1302)
منبع:شعر زمان ما ۵
نر گس جان از این که به کلبه تنهائی من سر زدین خیلی خیلی ممنو نم اره عزیز دورست فکر می کنین ولی اگه دورست فکر کنین به نظر من در مرده تنهائی می رسین فدات شم بای ..... و تا یادم نرفته وبلاگ ساده و قشنگی دارین