نرگس زرد درود بر شما روز خوش!

شعر.رمان.داستان کوتاه.شرح حال نگاری.مناسبتها.قصارهاوگلایه ها.....

نرگس زرد درود بر شما روز خوش!

شعر.رمان.داستان کوتاه.شرح حال نگاری.مناسبتها.قصارهاوگلایه ها.....

از آغاز همین بوده است...

که برای تو باشم

و اقبال خود را با گرمی روح تو بودن بیازمایم.

تجسم حس سرکش من

به هزاران گونه ی گیاه سبز

دردی را دوا نمی کند.

می باید خود را فدا کنم

برای "نیستی" که" هست" خود را

از چشمهایی آب خورده به امانت می گیرد

و مرغابیان نقره بال

زنده زیر آبهای دریا کباب میشوند

تا طعمه ی لاشخوران از راه رسیده نباشند.

خنکی عطشناک این بیگانگی

تا انتهای وجودم را لمس میکند

و بودن ام را تا همیشه تثبیت...

سوارکاران

شومی را از اینجا می برند

و صدای تند نعل ها یشان

بوی گزنده ای

         بر پوست فریبای پس از باران بر جا می گذارد.

رهایی دستانم را سور می گیرم

و به شا باش ذوق خنده هایت

چشمانم را فرش راهت ... .

امشب که پایان شود

تنها چند روز تا سفر باقی ست.

آه!

جاده های بی انتها دلربایند... .

                                       (نرگس.ز)

   (حق چاپ محفوظ!)
نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد