...
پیش از آنکه به تنهایی خود پناه برم
از دیگران شکوه آغاز می کنم
فریاد می کشم
که ترکم گفتند...
چرا از خود نمی پرسم کسی را دارم
که احساسم را اندیشه ام را
زندگی ام را با او قسمت کنم؟...
با خود وفادار می مانم آیا؟
یا راهی سخت تر اختیار می کنم...؟
اگر می خواهی نگهم داری دوست من
از دستم می دهی
اگر می خواهی همرهی ام کنی
دوست من
تا انسان آزادی باشم
میان ما همبستگی از آن رو نمی روید
که زندگی هر دو تن را غرق در شکوفه می کند... .
سلام
شعر زیبایی بود.
میان ما همبستگی از آن رو نمی روید
که زندگی هر دو تن را غرق در شکوفه می کند..................................................................................................................................
سلام
وبلاگ جالبی داری
گفتم حالا که خوشم اومده یک نظر ناقابل کمترین کاریه که می تونم بکنم
اگه دوست داشتی یه سری به من بزن
واگر از وبلاگم خوشت اومد بیا به هم لینک بدیم
موفق وسربلند باشید
نیمه شعبان هم مبارک جیگر